قمقمه
آري آنچه سالك را مانع از قرب دوست مي گردد، همانا رضايت خاطر او را با طاعت و ترك گناه بدست نياوردن است . به دست نياوردم اعتراف مي كنم ........ ويراني،ويراني،ويراني............. عهد كردي كه بسوزي زغم خويش مرا ؟ واما به رسم متون پيشين: 1.تبيين شيوه حکمراني 2.تعريف حاكم به سه روش: موضوع ، غايت ، مسائل 3.چند ويژگي حاكم 4.بيان معيار شهروندي 5.سخني در باب قوام حكومت 6.مقايسه سخنان امام در روزي که به خلافت مسلمانان انتخاب شد با وصيتهاي ايشان در روز شهادت در بستر مرگ و بيان يك نکتة شگفتانگيز 7.و اما در گفتار بعدي به انتظار سفارش علي ع به فرمان داران دل را آب و جارو مي كنيم ....................................................... به دنبال تصوير ويرانه بودم اما آن را هم به دست نياوردم پیش نگاه شما، مادر خورشید سوخت...
یا حبیب من لا حبیب له هر یک از ما به مقدار معرفت و شناختمان او را دوست داریم و همچنین به مقدار عمل و کردارمان او را می یابیم و علم ما نیز نسبت به او به مقدارظرفیت وجودی خودمان می باشد . تشنه امان شده بود که راه افتادیم و قدم به قدم کویر در آغوشمان می گرفت به دنبال ردی ، نشانی آتشی از دور و گفتی : بایست تا برایت گرمایی بیاورم و من ایسناده ام .... هفت جرعه ، سومین بخش از سخنان امام صدر در متن پیشین : 1.بحث درباره شخصيت امام علي برای روشن شدن سوال : چرا اين مقام و سلطه (ولایت ) به علي واگذار شد نه به غير او؟ 2. شرایط پیامبر و خانه ی ایشان در رابطه با تربیت چگونه بود ؟ 3.ویژگی های یک شاگرد 4.تشابه پیامبر و علی 5.تفسیر «وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ» [آل عمران، 61] 6. نتیجه گیری 7. انتظار بر تبیین شيوه حکمراني و روش علی در تربيت مردم با تکیه بر سخنان علی گوش می سپاریم به مابقی حکایت بسم رب العشق رب العالمین رب مولایم امیر المومنین ذات عشق از روی معشوقی آیینه عاشق آمد ، تا در وی مطالعه جمال خود کند ، و از روی عاشقی آیینه معشوق آمد ، تا در او اسما و صفات خود بیند ...هر چند در دیده شهود یک مشهود بیش نیاید اما چون یک روی به دوآینه نماید هر آینه در هر آینه رویی دیگر پدید آید . امید که این اجمال تشنه مفصلتان بکند : 1. تفاوت مسئلة دين با مسئله آموزش 2. معنای دین 3. انسان عصر جاهلیت چگونه بود ؟ 4. چه شد که شراب حرام اعلام شد ؟ و در چه سالی ؟ 5. علت به دست گیری حکومت از جانب پیامبر 6. تفاوت سلطه رسالت با سلطه ولایت 7. و در پایان انتظار بر پاسخ این سوال که : چرا مقام و سلطه ولایت به علي علیه السلام واگذار شد نه به غير او؟ علی علی علی چیزی در درونم ولوله بر پا کرده بود به خودم که نگاه کردم آرام شد و باز وقتی به گنبدش خیره شدم ..... درون صحن همه خفته بودند که دستانم هوای ضریحش را کرد همان دستان دلم که غوغا کرده بود . دیوانه ای را دیدم که از ضریح بالا می رفت ، مانعش می شدند و دل من نیز پی روزنی تا به علی برسد که ندایی شنیدم : آن که در طلب دقت کند ، بین طالب و مطلوب مناسبتی می یابد ، و پی می برد که نفس بدون توحد و تجمع به کمال انسانی نرسد ، و تعلق با تعقل جمع نشود . طالبی چون موسی و مطلوبی چون علی ع ، باید مناسبتی باشد در این میانه به راز . برای اینکه جرعه نوش کرده باشم مخاطبانی را که در ادامه مطلب پیشین خراباتی نبودند از هفت خط مدد گرفته و بی نصیبی را بدرود گفتم و اینچنین شد که در بزم پیشین خواندیم : 1.من درباره علی چه بگویم ؟ 2.موقعیت مکانی و زمانی واقعه غدیر . 3.سوالهای ابتدایی پیامبر از مردم . 4.ثقلین چیست ؟ 5.چه کسی به مومنان از خودشان سزاوارتر است ؟ 6.حکایت کنندگان ، نقالان و کسانی که به این واقعه پرداخته اند و اشاره کرده اند و کسانی که این واقعه را ذکر کره اند راویان این حدیث و کسانی که درباره این حدیث کتاب تالیف کرده اند . 7.و انتظار بر ادامه تبیین حدیث غدیر : برادان مسئله دین با مسئله آموزش متفاوت است ..... گاهی چند روز مقابل باب السلام زیستن این را به ذهن مشق می کند که در این دژ نا متناهی چگونه همیشگی باشیم باب السلام بدون بین الحرمین است ، مستقیم می بینی و شناخت آجر به آجر طلا می شود در نگاهت از مقابل یک پنجره به باب نگریستن شعله ورت می کند که کاش .... و صدایی می شنوی : الهم یا من دلع لسان الصباح بنطق تبلجه ....یا من دل علی ذاته بذاته ...یا من قرب من خطرات الظنون و اینگونه از کربلا به نجف بارگاه عاشقی رجعت می کنی سلام بر معشوقم محبوبم یگانه قلبم علی بن ابی طالب این روزها به غربتتان نزدیک می شوم و میان سینه ام به اندازه یک میخ .... علی علی علی آنگاه که پیامبر آسمان را در معراج می شکافت نظری بر زمین کرد و شما رو به آسمان داشتید حاملان عرش را آتش بر جان شد تا لحظه ای نظاره اتان کنند چه گفتگویی برپا شد : خدا محمد علی به تثلیث دچار شده ام ؟ وقتی به ثنویت دچار شدم چرا تثلیث نه ؟ دلم که می گیرد زانوانم ستون پیشانی ام می شود دلم که می سوزد درون خیمه آتش گرفته است ادامه سخنم را وامدار مردی می کنم مرد- امام موسی صدر- که بنشینم و بگریم هل من معین فاطیل معه العویل و البکاء ؟ « اي سرور من اي ابا الحسن، پوزش ميخواهم و جاي شگفتي نيست. عذر ميخواهم در حالي که نظريهها و آرا و اندیشهها هنگام سخن گفتن دربارة شما مضطرب میشود. من دربارة علي چه بگويم؟ » ...او
پس از نبرد، واقعه را برای مردم در محافل اسلامی بازگو كرد. او چگونه از
عهده اين کار برآمد؟ كوفیان آمده بودند تا خوارج و اسرا را تماشا كنند. همانگونه كه مرد میتواند حسین باشد، زن مسلمان نیز میتواند زینب باشد. ... پس
امروز و در این شرایط، يگانه وظيفه ما بزرگداشت شعائر و گوش فرا دادن به
گریه نیست؛ بلکه یاری رساندن به امام حسین در تحقّق اهداف او است. بخشی از سخنرانی امام موسی صدر در بیان نقش حضرت زینب س در قیام امام حسین ع مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم
شریعتی باشه.مهم نیست.مهم اینه که ...بگذریم...راهی رو باید انتخاب کرد.!!!
در صحنه بودن در هر عصری چگونه است؟؟؟ دلم دوربین سید مرتضی را می خواهد و بی قراری چمران...
بحر صدر و پهنه درياي آن قطره اي از بادهي مهدي بدان
ببار ای آسمان بزرگ...که تنها تو می دانی و اهل آستانت که هنوز علی تنهاست... هنوز حسین شهید می شود ... هنوز لات و هبل و عزی پرستیده می شوند... بچرخ ای زمین سرگردان... از وعده چهل شبمان گذشته و 33 سال است "موسی "را هم که نور می دید گم کرده ایم... ! بگرد, شاید تو مهدی عج را یافتی.

ادامه مطلب
خاک! شود خاک عزا بر سرت..
باد! پریشان شوی..
چشم! الهی که بباری فقط..

ادامه مطلب

ادامه مطلب

ادامه مطلب

ادامه مطلب
از شهادت امام علی بیش از بیست سال نگذشته بود و بسیاری از مردم علی را
میشناختند. ناگهان صدای او را شنیدند و آن را به جا آوردند و دانستند كه
صدا، از جنس صدای علی است. اما این صدا از كجا بر میآمد؟
گفتند از بانويی است كه می گویند «خارجی» است. زمانی كه از او خواستند تا سخن بگوید، دیدند كه به زبان علی سخن میگوید.
در این لحظه بود كه دریافتند كسانی كه اينان را کشتهاند، همان فرزندانشان
هستند؛ آنان را فرستاده بودند تا به دین خدا یاری برسانند؛ اما آنان رفته
بودند و فرزند دختر رسول خدا و خاندانش را كشته بودند.
در این هنگام، کوفيان نالهها و گریهها را آغاز كردند. حضرت زینب(س) برای آنان سخن گفت و مردم شیون و زاری آغاز كردند. ..
او خود به این اهداف تصریح كرده است: این كار برای پیروزی بر كسی نبود، تا بگوییم کار تمام شد و ما راحت شدیم.
پس ما به جای آنكه از روی آرزو بگوييم: کاش با تو بودیم تا به سعادتی بزرگ
نائل ميشديم، میتوانیم امروز او را یاری كنیم و اهدافش را محقّق سازیم.
حالا خود دانید ای مؤمنان، به فکر چاره باشيد كه نبرد برپاست...
جهان را جان بده، پلکی بزن، یا حی یا قیوم



| www . night Skin . ir |


